عشق ترسناک pr1

سلام عشق ترسناک پارت اول این پوستر ادامه داستان
توی مهمانی با ادرین بودیم که داشتم شربت می خوردم که یادم اومد به البالو حساسیت دارم حالم بد شد ادرین نامزدم هست و گفت به البالو حساسیت داری بدو رفتم دستشویی داشتم میرفتم دوباره تو جشن از اونجا که ....
برای بعدی سه تا کامنت